حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2534
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مغها در اين قيام اردشير و پارسيها شركت داشته آنها را تشويق ميكردهاند و اردشير هم موقع را مناسب خيالات خود ديده از آن استفاده كرده است . جهت نارضامندى مغها را هم بايد از اينجا دانست ، كه اشكانيان به آنها ميدان نميدادند و سعى داشتند ، كه از نفوذ آنها در امور دولتى بكاهند و ديگر اينكه اشكانيان با نظر تساهل و تسامح بمذاهب ملل تابعه مينگريستند و مذهبى را بر مذهبى ترجيح نميدادند ، و حال آنكه مغها مذهب زرتشت را بالاتر از ساير مذاهب دانسته عقيده داشتند ، كه اين دين بايد مذهب رسمى ايران باشد ( گيببن ، انحطاط و سقوط امپراطورى روم ، جلد اوّل ، صفحه 322 - 323 ) . اما اين مسئله ، كه آيا اردشير براى مذهب ياغى شده و دست بشمشير برده يا او مقصود سياسى داشته و خواسته از اين موقع استفاده كند ، از جهت فقدان مدارك روشن نيست ، ولى طبيعىتر آن است ، كه بگوئيم قيام او فقط از جهت حسّيّات مذهبى نبوده . چون دودمان اشكانى را ضعيف و احوال ايران را در زمان اردوان مشوّش ديده ، خواسته است ، مقصود خود را ، كه رسيدن بسلطنت و روى كار آمدن قوم پارس باشد ، انجام دهد و در اينوقت براى پيشرفت كار خود و جلب حسّيّات مردم پارس ، رنگ مذهبى بخروج خود داده . اما در باب موقع اردوان در اينوقت در ايران ، بايد گفت ، كه موسىخورن مورّخ ارمنى گويد ( تاريخ ارمنستان ، جلد 2 ، صفحه 68 ) : دو شعبه از خانواده اشكانى در باختر سلطنت ميكردند و دستنشاندهء شاه اشكانى بودند . اينها بقدرى با شاه خصومت ميورزيدند ، كه تابعيّت اجنبى را بر تمكين از او ترجيح ميدادند و نيز ميدانيم ، كه جنگ اردوان با روميها ، اگرچه بفتح او خاتمه يافت ، ولى از قوايش هم كاست . بعد ديده مىشود ، كه اردوان ميخواهد زودتر با روميها شرافتمندانه كنار آمده بجنگ خاتمه بدهد . جهت معلوم است : دشمنان داخلى خاطر او را نگران ميداشتند و در خود خانوادهء اشكانى كسانى زياد با دشمنان او همدست بودند . از روابط پارتيها با پارسىها چيز زيادى نميتوان گفت . همينقدر از نوشتههاى سترابون استنباط مىشود